بازاریابی و تبلیغات عناصر فروش

بازاریابی و تبلیغات عناصر فروش

تبلیغات و عناصر موثر در آگاهی بازار هدف از محصول یا خدمات شما به صورت کلی می توان به دو گونه زیر تقسیم کرد :

  1. تبلیغات در فضای واقعی
  2. تبلیغات در فضای واقعی تقریباً برای همگی اشنایی دارد که ازآنها می توان در حیطه های تبلیغ در روزنامه ها ، مجلات ، رادیو و تلویزیون ، (بیلبوردها) چه خیابانی و یا چه در فروشگاه ها ، متروها و ...

  3. تبلیغات در فضای مجازی
  4. تبلیغات در فضای مجازی که با گسترش روزافزون و جهان شمول اینترنت و فضای مجازی این وادی از اهمیت روز افزونی برخوردار می باشد و می توان با اطمینان زیادی گفت که در آینده نه چندان دوری شرکت های موفق آنانی خواهند بود که در زمینه فعالیت های فضای مجازیشان از رویکردهایی درست و قویی برخوردار هستند ، از عوامل موثر در تاثیرگذاری های مناسب در فضای مجازی می توان به موارد زیر اشاره کرد .

    • Website
    • Blog
    • Youtube
    • Twitter
    • Google+
    • Email

    لازم به ذکر نیست اما به هر حال 

    که تمامی موارد یاد شده و احیاناً از قلم افتاده و حتماً هنوز به وجود نیامده ، همه و همه نسبت به سیاست های بازاریابی و نوع فعالیت شما و فاکتورهای بسیار متفاوت و متغییری که هر برنامه ریز برای آینده کسب و کار که خود در حال طرح ریز نیست ، متفاوت بوده ولی اصل بر بهره گیری در بیشترین ممکنه از موقعیت های معرفی خود در فضای مجازی می باشد .

عناصر فروش در کسب و کارها

  1. واجد شرایط بودن و توانایی کسب صلاحیت ها
  2. از اولین فاکتورهای موثر در فروش این است که محصول یا خدمات شما باید از نظر شرایط برابری نسبت با رقبا در شرایط مطلوبی باشد و بتواند در مقابل دیگر محصولات یا خدمات توان مبارزه و رویارویی را داشته باشد ، کیفیت و کمیت ها بسیار با اهمیت هستند ، تعادلی رمزآلود را باید به میان کیفیت و کمیت محصول یا خدمات خود پدید آورید

  3. توده جامعه هدف
  4. این که دیدگاه و نظر توده جامعه هدف کسب و کار شما نسبت به شما چیست از اهمیت بالایی برخوردار هست ، شما باید بتواند به مرور حجم بیشتری از جامعه هدف خود را با محصول و خدماتتان آشنا کنید و روز بروز بیشتر و بیشتر آنان را مجاب به استفاده از توانایی ها و خصوصیات ارائه شده توسط شما بگردانید . که البته پیش تر در این موارد سخن به میان آمد و در این باره صحبت شد که چگونه و چه مسیری برای رسیدن به این منظور لازم است و باید طی شود .

  5. این توانایی را باید کسب کنید که چگونه به یک خواسته نه بگویید و در ضمن بتوانید پایه های طرح ریزی یک خواسته و نیاز دیگر را در جامعه هدفتان بوجود آورید ، هیچگاه افق های بنیادین کسب و کار خود را به راحتی و برای بدست آوردن نظری مثبت کنار نگذارید . یک کسب و کار هیچ گاه نمی تواند نظر مثبت همه را تامین کند و اگر بخاطر هر نظری شما مجبور به تغییر فرم ها و دگرگونی های متفاوتی در مجووعه خود شوید به راحتی تعادل کسب و کارتان را بر هم خواهید زد و آرام آرام بر زمین خواهید خورد .
  6. کنار از این شما باید به حدی از پختگی و تیزبینی و جسارت رسیده باشید که بتوانید در زمان های مناسب با ایجاد تغییراتی یا نوآوری هایی حساب شده بر نگرش جامعه هدفتان تاثیر گذاشته و حتی استانداردهای جدیدی از کسب و کارتان را ارائه دهید .

  7. روابط و آگاهی
  8. روابط در این جا به منظور رانت و به معنای نا عادلانه آن نیست ، روابط درست زمانی شکل می گیرد که جامعه هدف شما به آرامی با شما و محصول شما آشنا می شود و یک رابطه ذهنی ، عاطفی با محصول یا خدمات شما پیدا می کند همانگونه که به عنوان مثال شما برای اطلاع از قیمت خودرو یا وسایل و لوازم الکتریکی یا زمان و ... به تعداد معدود و مشخصی از وب سایت ها و یا روزنامه ها سر می زنید یا در هنگام خرید یک خوراکی آن برندی را انتخاب می کنید که غالباً مشتری آن هستید این تفاوت را زمانی که در یک شهر دیگر در سوپرمارکت در حال خرید هستید متوجه می شوید که در آنجا هم به دنبال برندهای آشنا و پیشبینی که می شناسید هستید.

    آگاهی ، همه سرمایه غیرمادی یک برند ویا یک کسب و کار است ، این آگاهی شماست که تفکر شما را می سازد و تفکر شما را می پروراند ، آگاهی حد و مرزی ندارد ، بالطبع آگاهی شغلی و داشتن جزئیات از امری خاص اهمیت خود را داشته ، اما وسعت آگاهی شماست که توانمندی اندیشه شما را می سازد و هر چه اندیشه توانمندی داشته باشید در نهایت به تصمیم گیری ها و قدرت خلق یا پیدا کردن راه حل های بیشتری خواهید داشت .