چگونه کسب و کارمان را مدیریت کنیم؟

چگونه کسب و کارمان را مدیریت کنیم؟

رهبریت و مدیریت کسب و کار

  • نکته 65
  • یک متخصص لزوماً همیشه آن کسی نیست که بیشترین اطلاعات را دارد ، آنها کسانی هستند که از اطلاعات موجود وشرایط فعلی الگوهایی را می توانند استخراج کنند و با بینشی فراتر از سطح مسئله الگویی جدید برای حل مسئله بیافریند.

  • نکته 70
  • یک مدیر می تواند فاقد یک دانش خاص باشد اما باید موارد زیر را درک کند :

    کارکنان ، آموزش ، راه کارهای انگیزشی ، ارزیابی ، توزیع و بخش و تعمیم سود و زیان و بودجه بندی

    سودآوری در مقابل خطر تاخیر در رقابت که البته تاخیر هم خودش جزو یکی از راه های استراتژیک می تواند باشد .

    مثال: Iphone هیچگاه نه اولین اسمارت فون و نه اولین گوشی دوربین دار بازار بود اما بازی را تغییر داد و استانداردهای خاصی را وارد بازار کرد .

    یک مرحله بالاتر از مدیر و مدیریت ، معاونت ریاست می باشد که با وظایفی همچون برنامه ریزی بلند مدت ، ارتقاء و توسعه محصول ، تامین مالی ، تصمیمات استراتژیک « این افراد به چگونگی جزئیات تولید و و ارتقاء و جزئیات مسائل داخلی توجه کمتری دارند »

    در بالاترین سطح مدیریت با اشخاصی روبرو می شویم که درگیر مسائلی همچون فلسفه وجودی و چگونگی طراحی و تعریف منطق مجموعه ها می باشند ، این افراد به ماموریت مجموعه ها در جوامع بشری و بازار هدفشان می اندیشند ، آنان کسانی هستند معنای برند کمپانی را در بازار هدف طرح ریزی می کنند و نگاهشان فلسفی علمی به ریشه های چرایی و چگونگی بازار می باشند ، این افراد را در هیات مدیره یا خود ریاست می توان یافت .

  • نکته 75
  • یک مدیر خوب تصمیمات اشتباه و غیرفوق العاده نمی گیرد ، (سنجش در میان پتانسیل )

  • نکته 77 – قانون 20/80
  • قانون 20/80 یا اصل پارتو :

    بیان کننده این می باشد که 20% از فعالیت های شما 80 درصد از نتایج شما را به همراه خواهد داشت.

    به عنوان مثال 20% از فعالیت های شما برای پیدا کردن مشتری هایتان به 80 % از درآمدتان از کسب و کارتان ختم خواهد شد.

    * ویلفردو پارتو : اقتصاددان و جامعه شناس ایتالیایی «1923-1848»

    «VP – مدیریت اجرایی یا معاونت ریاست»

  • نکته 78
  • یک مدیر خوب از اختیارات خودش کاسته و در سیستم، قدرتش را به صورت متعادلی توزیع می کند – یک مدیر خود به زیردستانش خدمت می کند .

    Micro Managing دخالت در مدیریت خرد و کنترل بدون حساب و کتاب در سطوح مختلف باعث خشک شدن ریشه مسئولیت پذیری و خلاقیت و در نهایت شکست هر مجموعه ای چه شخصی و چه شرک ها و در نهایت جوامع انسانی می شود .

    این مبین همان مسئله بالاتر می باشد که یک مدیر خوب از اختیاراتش می کاهد برای ارتقاء اعضای شرکت و غنای علمی و تجربی و عملی کارکنان مجموعه اش و البته که باید در تمامی سطوح با یک نظارت کنترل شده از سلامت و صحت فعالیت ها اطمینان حاصل کرد .

  • نکته 79
  • « نتیجه مورد نظرتان را بخواهید نه اینکه چگونگی دست پیدا کردن به آن را »

    در مورد مسائلی همچون هدف ها ، محدودیت های زمانی و مالی و مکانی ، شرایط مختلف کاملاً به وضوح صحبت کنید و از مسائل و نقطه نظراتتان به روشنی یاد کنید اما در جزئیات دخالت نکنید . بگذارید افراد مجموعه تان با شیوه خود کارها را پیش ببرند . این امکان بسیار مناسبی را به شما می دهد که بعد از مدتی افرادی رادر کنار خود جمع کنید که از قابلیت های بالایی در چگونگی روبرو شدن با مسائل و برطرف کردن آنها برخوردار هستند و البته به مرور با کنارگذاشتن افراد نامناسب برای نوع کار و رویکرد شما این اختیار همیشه در دست شماست که چگونه گروهتان را مدیریت کنید .

  • نکته 99
  • چه کسی را در ابتدا استخدام کنیم ؟

    اولین شخصی را که استخدام می کنید باید بتواند از مدیریت کارها برآید ، باید بتواند شرایط حاکم بر شرکت را کنترل کند . این به شما این اجازه را می دهد که آزادانه به تمرکز بر روی مسائل دیگر بپردازید . به این می گویند استخدام رئیس ، آنها می توانند افراد مختلف را استخدام و یا اخراج کنند ، به نکات ریز شرکت بپردازند ، مسائل مالی را کنترل کنند ،فروش را مدیریت کنند و به تولید توجه کنند .

  • نکته 55
  • مسائل مشتریان ناراضیتان را به سرعت حل کنید تا حداکثر از رضایتمندی آنان مطمئن شوید ، مشتریان ناراضی شما بهترین ماخذ و منبع برای یادگیری شما هستند .

منبع : 101Things I Learned in Business School— Book Review